به گزارش نجوای آگاهی؛ سیداسماعیل خاتمینژاد، پژوهشگر و مخترع حوزه محیطزیست، سالهای متمادی از عمر خود را صرف رفع یکی از مهمترین معضلات زیستمحیطی کشور یعنی دفن غیراصولی و بدون مدیریت پسماندهای شهری و صنعتی کرده است.
بحران دفن زباله و تهدید منابع آب
وی در گفتوگو با خبرنگار ما اظهار کرد: انباشت زباله و شیرابههای ناشی از دپوی حجم بالای پسماند، سالهاست در بسیاری از مناطق شهری، روستایی و صنعتی کشور به بحرانی جدی تبدیل شده و خسارات جبرانناپذیری به محیطزیست، بهویژه منابع آبهای زیرزمینی، رودخانهها و دریاها وارد کرده است.
خاتمینژاد با اشاره به نبود مدیریت اصولی در تفکیک، جمعآوری، دفن و بازیافت پسماند افزود: حجم قابلتوجهی از زبالههای شهری و صنعتی در مکانهای نامناسبی همچون دامنه کوهها، حاشیه رودخانهها و حتی بستر جنگلها دپو میشود. این وضعیت در استانهای شمالی و مرکزی کشور نمود بیشتری دارد و سالهاست از مرز هشدار گذشته است. متأسفانه هشدارهای فعالان محیطزیست نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی درباره پیامدهای این وضعیت گفت: این زبالهها علاوه بر آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی، با تولید شیرابههای سمی سلامت ساکنان، حیاتوحش و بخش کشاورزی را تهدید میکنند. در بسیاری از مناطق، شیرابهها مستقیماً وارد زمینهای کشاورزی، رودخانهها و حتی دریا میشوند که آثار مخربی بر اکوسیستم طبیعی برجای میگذارد.
تجربه جهانی در تبدیل زباله به سرمایه
این مخترع با اشاره به تجربه کشورهای اروپایی و برخی کشورهای همسایه خاطرنشان کرد: سالهاست در اروپا تبدیل زباله به مواد قابل استفاده مجدد بهعنوان یک سرمایهگذاری کلان مورد توجه قرار گرفته است. کشورهای حوزه دریای خزر و خلیج فارس نیز با فرهنگسازی از سطح خانواده و مدرسه، جامعه را به حفظ محیطزیست و تفکیک و بازیافت پسماند ترغیب کردهاند. حتی طرحهایی در دست مطالعه دارند که بهجای استخراج نفت خام، از مواد پایه نفتی موجود در پسماندها برای تولید سوخت استفاده شود. در حالی که در کشور ما زباله همچنان بهعنوان مادهای بیارزش تلقی میشود، در حالیکه هر خانواده بابت تولید آن هزینه پرداخت میکند.
خاتمینژاد تأکید کرد: با وجود هشدارهای کارشناسان، هنوز برنامه جامع، متمرکز و پایداری برای مدیریت پسماند در کشور اجرا نشده است. پروژههای نیمهتمام، کمبود زیرساختهای بازیافت، ضعف آموزش عمومی و نبود حمایت کافی از فناوریهای نوین، بحران زباله را به یکی از چالشهای جدی زیستمحیطی تبدیل کرده است.
دستگاه کراکینگ حرارتی چگونه کار میکند؟
این نخبه مازندرانی درباره سوابق خود گفت: از ۱۹ سالگی در حوزه محیطزیست فعالیت داشتهام و تاکنون موفق به طراحی و ساخت چندین دستگاه تصفیه و بازیافت پسماند شدهام که از نظر کارایی در سطح بالایی قرار دارند.
وی دستگاه کراکینگ حرارتی را یکی از جدیدترین اختراعات خود معرفی کرد و افزود: این دستگاه قادر است زبالههای حاوی مواد پلیمری مانند پلاستیکها، گونی و سایر مشتقات نفتی را به سوخت تبدیل کند. همچنین زبالههای تر که پیشتر برای تولید کمپوست استفاده میشدند و به دلیل تولید شیرابه مشکلات زیستمحیطی ایجاد میکردند، در این فرآیند به محصولات مفید تبدیل میشوند.
خاتمینژاد از جمله مزایای این دستگاه را تولید موادی مانند BO4 با کاربرد در کشاورزی بهعنوان کود، و همچنین RDF بهعنوان سوخت جایگزین صنایع، از جمله کارخانههای سیمان، عنوان کرد و گفت: این محصولات میتوانند بهعنوان سوخت کمآلاینده مورد استفاده قرار گیرند.
وی همچنین اظهار داشت: زبالههای بیمارستانی و حتی برخی پسابهای صنعتی نیز در این فرآیند قابلیت تبدیل به محصولاتی مانند مازوت، قیر، بنزین، گازوئیل، روغن پایه و سوختهای هواپیمایی را دارند.
این مخترع درباره نحوه عملکرد دستگاه توضیح داد: پس از تفکیک زباله از مبدأ یا جداسازی در خطوط پردازش شهری، موادی که معمولاً برای کمپوست یا دفن منتقل میشوند، وارد فرآیند کراکینگ حرارتی شده و به سوخت و سایر مشتقات هیدروکربنی تبدیل میشوند.
تولید کربن سیاه و فرآوردههای هیدروکربنی
وی ادامه داد: مواد موسوم به «ریجکت» که در فرآیندهای متداول غیرقابل استفاده تلقی میشوند، پس از فشردهسازی وارد دستگاه شده و بر اساس نوع خوراک ورودی، به محصولات مختلف تبدیل میشوند. در این فرآیند علاوه بر تولید سوخت، کربن سیاه نیز بهدست میآید که در صنایع شیمیایی و رنگسازی کاربرد فراوان دارد.
خاتمینژاد در پایان تأکید کرد: پس از انجام فرآیند اصلی، مواد تولیدشده وارد برج تقطیر شده و به بنزین، گازوئیل، اکتان و سایر فرآوردهها تبدیل میشوند. این دستگاه با مصرف برق پایین و بهرهگیری از فناوری تبدیل پسماندهای کربندار، قادر است محصولات ارزشمند و قابل استفاده در صنایع مختلف تولید کند.
پرسش نجوا:
آیا با وجود بومیسازی چنین فناوریهای پیشرفتهای توسط نخبگان داخلی، باز هم شاهد تداوم روشهای سنتی و مخربِ دفن زباله در پهنههای زیستمحیطی کشور خواهیم بود؟