به گزارش نجوای آگاهی؛ بر اساس گزارش مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC)، ۷۶ دانشگاه از ایران در فهرست ۲ هزار و ۷۴۹ دانشگاه برتر جهان قرار گرفتهاند که نسبت به سال گذشته، رشد ۴ عددی را نشان میدهد. نظام رتبهبندی ISC که از سال ۲۰۱۸ بدون اتکا به خوداظهاری و بر پایه دادههای بینالمللی فعالیت میکند، اکنون به مرجع سیاستگذاری علمی در کشورهای اسلامی بدل شده است.
طبق نتایج اعلامشده، دانشگاههای تهران، علوم پزشکی تهران، علوم پزشکی شهید بهشتی، علوم پزشکی ایران، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، تربیت مدرس، علوم پزشکی شیراز، علوم پزشکی تبریز و فردوسی مشهد، به عنوان ۱۰ دانشگاه برتر ایران شناخته شدند.
پس از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاههای صنعتی شریف (رتبه ۸۰۴)، تهران (رتبه ۱۱۳۸)، تربیت مدرس (رتبه ۱۱۴۳) و علوم پزشکی بقیةالله (عج) (رتبه ۱۴۳۲) در در شاخص «نوآوری» در جایگاههای بعدی قرار گرفتند.
کسب رتبه ۷۷۴ جهانی در حوزه نوآوری برای دانشگاه امیرکبیر، نشاندهنده تمرکز بر تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی است. با این حال، پرسش اصلی اینجاست که آیا این درخشش علمی در بستر «دانشگاههای نسل جدید»، توانسته است گرهای از مشکلات کلان صنعت کشور باز کند؟ یا این آمار موفق بینالمللی، همچنان در فضای نظری دانشگاه باقی مانده و فاصله با خروجیهای ملموس در تولید ملی همچنان پابرجاست؟
وقتی از دانشگاه نسل چهارم و «دانشگاه کارآفرین» سخن میگوییم، انتظار عمومی این است که نوآوری دانشگاهی مستقیماً به کاهش هزینههای تولید و افزایش بهرهوری در صنایع بزرگ منجر شود. دستاورد امیرکبیر در رتبهبندی ISC، بیتردید نتیجۀ فعالیت پژوهشگران جوان است، اما حفظ این رتبه و ارتقای آن، نیازمند ارادهای جدیتر برای رفع موانع تعامل دو سویه میان «دانشگاه» و «صنایع بزرگ» است.
آیا این موفقیتهای آماری در رتبهبندیهای بینالمللی، میتواند تضمینکنندۀ تحول بنیادین در اقتصاد دانشبنیان ایران باشد، یا صرفاً ویترینی است که بدون همافزایی ساختاری با بخش صنعت، در گذر زمان اثرگذاری خود را از دست خواهد داد؟