به گزارش نجوای آگاهی؛ تصمیم اخیر کمیته تخصصی ستاد اربعین مبنی بر اجباری شدن ثبتنام در سامانه «سماح» و بیمه زائران، بیش از آنکه یک تغییر رویه ساده باشد، تلاشی برای انتظامبخشی به جریانی است که دههها بهصورت سنتی و خودجوش اداره میشد.
از نگاه سیاستگذاران، این تصمیم با هدف کاهش بار مسئولیتهای دولتی در زمان بروز حوادث و تضمین امنیت سلامت زائران اتخاذ شده است. با این حال، انتقال بار مسئولیت به سامانههای الکترونیک، همواره با ریسکهایی همراه است؛ از قطع احتمالی دسترسی در ساعات پیک ترافیک کاربری گرفته تا چالشهای مربوط به اتباع خارجی که فرآیندهای پیچیدهتری را برای عبور ترانزیتی پیش رو دارند.
در سوی دیگر این تصمیم، بخش مربوط به اتباع غیرمقیم کشورهای همسایه مانند افغانستان و پاکستان دیده میشود. الزامات سختگیرانه برای دریافت روادید پیش از سفر و تعیین دقیق مسیر و وسیله نقلیه توسط شرکتهای زیارتی در کشور مبدأ، نشاندهنده تلاش برای «فرمولیزه کردن» سفری است که در ذات خود با ناپایداریهای اقلیمی و لجستیکی گره خورده است.
اینگونه مدیریت متمرکز، اگرچه در تئوری امنیت را بالا میبرد، اما در عمل میتواند به بستن دست و پای زائرانی منجر شود که با کمترین امکانات و از سر ناچاری، مسیری هزاران کیلومتری را برای رسیدن به این مراسم طی میکنند.
سؤال اصلی اینجاست که آیا اتکای بیش از حد به بسترهای دیجیتال و پروتکلهای سفتوسخت، میتواند پاسخگوی نیازهای لحظهای و پیشبینینشده میلیونها زائر باشد؟ در حالی که دولتها بر ساماندهی تأکید دارند، تجربههای پیشین نشان داده است که شکاف میان «تصمیمات اداری» و «واقعیتهای میدانی» همواره یکی از بزرگترین چالشهای برگزاری اربعین بوده است.
مدیریت این جمعیت عظیم، بیش از آنکه به سختگیریهای سیستمی نیاز داشته باشد، نیازمند انعطافپذیری هوشمندانه و زیرساختهایی است که در سختترین شرایط نیز تابآوری خود را حفظ کنند.
آیا تبدیل یک آیین معنویِ مبتنی بر عشق و خودجوشی به یک فرآیند کاملاً اداری و سامانهمحور، ماهیت این رویداد را تغییر میدهد یا تنها راهِ تضمین بقا و امنیت آن در دنیای مدرن است؟