به گزارش نجوای آگاهی؛ عصر یکشنبه هشتم شهریورماه ۱۴۰۵، همزمان با هفدهم ربیعالاول، دو اثر تازه دکتر کاظم محمدی، نویسنده و پژوهشگر عرفان و فلسفه و رئیس هیئت علمی انتشارات نجم کبری، با حضور جمعی از علاقهمندان حوزه عرفان و اصحاب رسانه رونمایی شد.
«نظریه پدیدارشناسی عرفانی» به قلم کاظم محمدی و «تحفة البررة فی المسائل العشرة» اثر مجدالدین بغدادی با ترجمه و شرح محمدی و با عنوان «پاسخهای نیکمردان به ده پرسش بنیادین عرفان» منتشر شدهاند.
در این مراسم، نرگس گلپروریراد، نویسنده و پژوهشگر عرفان و فلسفه و عضو هیئت علمی انتشارات نجم کبری نیز با اشاره به همزمانی رونمایی این دو اثر، آن را فراتر از معرفی دو کتاب دانست و گفت: انسان معاصر از یک سو با عطش معنویت و از سوی دیگر با دو خطر جدی مواجه است؛ معنویتهای بازاری و بیضابطه و تحجرهای لفظی که بدون ایجاد گشودگی در زندگی انسان، در مجموعهای از الفاظ خشک متوقف میشوند.
وی افزود: همنشینی این دو کتاب میتواند پیامی مهم برای انسان امروز داشته باشد؛ اینکه برای شناخت معنویت به تجربهای زنده و قابل تأمل نیاز داریم و در عین حال، ورود به ساحت عرفان بدون آداب، تربیت، انضباط و پرهیز از ادعا ممکن نیست.
گلپروریراد رونمایی همزمان این دو اثر را نوعی دیدار دوباره «مرید و مراد» توصیف کرد و گفت: نجمالدین کبری به عنوان صاحب کتاب «فوائح الجمال» و مجدالدین بغدادی به عنوان مرید و جانشین علمی و سلوکی او، در این دو اثر به شکلی دیگر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
به گفته وی، «نظریه پدیدارشناسی عرفانی» تلاش میکند نحوه ظهور حقیقت در جان سالک را بررسی کند؛ از تجربه الوان و انوار گرفته تا مفهوم تجانس و محرمیت و لایههای مختلف وجود.
گلپروریراد توضیح داد که در نگاه عرفانی نجمالدین کبری، مشاهده نور و رنگ صرفاً به معنای دیدن پدیدهای ظاهری نیست، بلکه به آمادگی چشم دل برای دریافت این انوار بازمیگردد؛ آمادگیای که با پاکی درون، صفای باطن و مراقبه شکل میگیرد.
وی با اشاره به مفهوم «هفت چاه شهودی وجود» در اندیشه نجمالدین کبری اظهار کرد: این چاهها را میتوان نشانهای از لایههای نفس انسان دانست؛ لایههایی که از خودمحوری، خودخواهی، عادتها و حجابها آغاز میشوند و سالک در مسیر سلوک باید از آنها عبور کند.
اما در این مسیر، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: مرز میان تجربه معنوی و توهم کجاست؟
کاظم محمدی نیز در این نشست با تأکید بر ضرورت بازشناسی ریشههای عرفان، درباره مرز میان الهام عرفانی و توهم و همچنین گسترش برخی جریانهای موسوم به عرفانهای کاذب سخن گفت.
وی تأکید کرد که فاصله گرفتن از ریشهها، انسان را در معرض پذیرش هر ادعایی قرار میدهد و افزود: برای شناخت عرفان باید به مبانی آن، از جمله قرآن، سیره پیامبر(ص)، عقلانیت و میراث اصیل عرفانی توجه داشت.
محمدی همچنین با اشاره به برخی تبلیغات فضای مجازی درباره مفاهیمی همچون «چشم سوم»، بر ضرورت توانایی تشخیص میان تجربه واقعی عرفانی و ادعاهای بیپایه تأکید کرد و گفت که مباحث مربوط به تجربههای شیخ و مرید و مرزهای این تجربهها را در کتاب «نظریه پدیدارشناسی عرفانی» بررسی کرده است.
در بخش دیگری از این نشست، «تحفة البررة فی المسائل العشرة» به عنوان اثری که پرسشهای بنیادین عرفان را از منظر مکتب نجمالدین کبری بررسی میکند، مورد توجه قرار گرفت.
یکی از مسائل مهم مطرحشده در این اثر، موضوع «اسقاط تکلیف» است؛ اینکه آیا سالک پس از رسیدن به مراتب بالای تجربه عرفانی و مشاهده تجلیات، همچنان مکلف به انجام تکالیف شرعی است یا خیر. بر اساس توضیحات ارائهشده در این نشست، عارفان این مکتب بر استمرار تکالیف شرعی تا پایان زندگی تأکید داشتهاند و تجربه عرفانی را جدا از شریعت و مسئولیت دینی نمیدانستهاند.
مفاهیمی همچون رابطه مرید و استاد، پیر و راهنما، خلوت و چلهنشینی، خرقه و همچنین مناسبات عارفان با صاحبان قدرت نیز از دیگر موضوعاتی است که در این اثر مورد بررسی قرار گرفته است.
محمدی در این مراسم همچنین در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه پیامبر اکرم(ص) در عرفان و اینکه آیا عارفی خود را هممرتبه یا برتر از پیامبر دانسته است، به جای ورود به بحثی طولانی، از آیات قرآن و آثار مولانا بهره گرفت.
او با اشاره به جایگاه ویژه پیامبر رحمت در نگاه عارفان بزرگ، تأکید کرد که در سنت عرفانی اصیل، پیامبر اکرم(ص) جایگاهی ممتاز دارد و بسیاری از عارفان بزرگ تاریخ، در بیان مقام ایشان از زبان و ادبیات ویژهای استفاده کردهاند.
در این میان، شاید مهمترین ویژگی این دو اثر، تلاش برای ایجاد گفتوگو میان میراث عرفانی گذشته و پرسشهای انسان معاصر باشد؛ انسانی که از یک سو نیازمند معنا و تجربه معنوی است و از سوی دیگر، در معرض انبوهی از ادعاهای بیپایه و روایتهای سطحی قرار دارد.
گلپروریراد با تأکید بر دشواری ترجمه و تبیین متون عرفانی گفت: مترجم این آثار تنها واژهها را منتقل نمیکند، بلکه باید تاریخ، مبانی و مفاهیم پنهان در متن را نیز بشناسد و برای مخاطب امروز قابل فهم کند.
به این ترتیب، دو کتابی که در یک شب و در زادروز پیامبر اکرم(ص) رونمایی شدند، بیش از آنکه صرفاً دو اثر تازه به شمار آیند، تلاشی برای باز کردن دوباره یک گفتوگو هستند؛ گفتوگویی میان عقل و دل، شریعت و طریقت، تجربه و انضباط و میان میراث عارفان گذشته و انسان پرسشگر امروز.
در روزگاری که بازار ادعاهای عرفانی در فضای مجازی گرم است، آیا بازگشت به عرفان ریشهدار و پرسشمحور میتواند راهی برای تشخیص معنویت اصیل از معنویتهای ساختگی پیش روی انسان معاصر بگذارد؟
* رونمایی این دو اثر، از زاویهای دیگر در گزارشی مفصلتر بررسی شده است؛ گزارشی که در آن از «هفت چاه وجود» تا مرز میان شهود و توهم و نسبت عرفان با انسان امروز روایت شده است.
خبرنگار: تیلدا حسینی
منبع: نجوای آگاهی